11 ماهگیت مبارک قلب مامان و بابا
همه وجود مامان و بابا ، نفس ما ، قلب ما ، 11 ماهگیت مبارک .

حسنا جون روزهای با تو بودن خیلی خیلی ... شیرینه و مثل برق داره میگذره ، باورمون نمیشه که فقط 1 ماه به تولدت مونده .
این روزها من وبابا خیلی به این فکر میکنیم که تم تولدت چی باشه و بین چند تا تم موندیم و حالا انشاله هر کدوم که از همه قشنگتر و زیباتر بود رو برات انتخاب می کنیم و میخوایم برات سنگ تموم بگذاریم چون شما زیباترین هدیه خداوند به مایی، راستی حسنا عزیز دل مامان و بابا ، مامان سمیه و بابا حسن خودشون میخوان همه تمتو درست کنن چون اعتقاد داریم اینجوری وقتی اثر دست خودمون باشه ارزش کار فوق العاده زیاده و همین که شما در آینده بیشتر و بیشتر به این موضوع پی می بری که چقدر عاشقانه دوسست داشتیم و داریم و خواهیم داشت.
حالا بریم سراغ کارها و شیطنت هایی که تو این ماه انجام دادی
حلقه های هوش رو به راحتی توی جاش قرار میدی و خودتم هر حلقه رو که میندازی تشویق میکینی، هزار ماشاله به شما

هزار ماشاله زمین رو که متر میکردی تموم شد ،حالا رفتی روی مبل ها.

وقتی ازخواب بلند میشی حتما باید یه سر تو آشپزخونه بیای و یه خورده وسایل مختلف رو بررسی کنی و آشپزخونه تکونی کنی بعدا صورتتو بشورم.

یاد گرفتی با انگشتات کلید چراغ ها رو روشن خاموش کنی و اینجا هم خونه مامانی و بابایی مامان هستیم و بابایی مراقبه که شما از روی مبل نیفتی.

مدام دوست داری با کلید پارتیشن بازی کنی.

اینجا هم که خونه مامانی بابا هستیم و داری داخل کابینتاشون رو مرتب میکنی

یاد گرفتی از پله های خونه مامانی مامان بالا میری و مدام تو آشپزخونه ای ، دخترم هزار ماشاله خیلی کاریه و دوست داره همه جا بره کمک کنه.

پسرعمت کیان هم که معرف حضورت هست ، خیلی دوستت داره و و قتی شمار و میبینه مدام بوووووووست میکنه و بعدشم بغل و البته آخراهم موهاتو میکشه که همیشه در اون لحظه چون میایم کمکت که نذاره موهاتو بکشه عکسی نداریم که برات بزاریم عزیز دلمون.


ودر آخر هم ، حسنا خانم و بابا حسن ، هزار ماشاله.



11 ماهگیت مبارک قلب مامان و بابا 
